دوشنبه دوم مهر 1386
خاطراتم را زنده کنعشق،حادثه ایی بود
در اطلسی های نگاه تو
که به یغما برد قلب مرا
و من تو را وجود نامیدم
تا که هیچ های من
پر شود از بودن تو
عشق نبوغ نگاه توست
در حقیقت تو، خیال اوج می گیرد
تا وسوسه ی پیوند
اما...
تو تا من همیشه بوده
فاصله هایی که در تکبر تو بیدارند
و من قانع ام به حد هایم
مرا اینگونه بخوان
به یاد من
تا شاید خاطراتم زنده شود.
خاطرات زمانی که می میرند غم انگیز خواهند شد...برای من همیشه اینگونه بود...
تولد من پاییز 79
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:23 توسط : بابک


